
باقرخان، پس از مرگ ستارخان به دنبال راهی برای رهایی از تهران بود، بنابراین به بهانه زیارت کربلا همراه با ۱۸ نفر از همرزمانش راهی کربلا شد.
پس از گذر از قصر شیرین محمد امین طالبانی رییس طایفه طالبانی به استقبالش آمد و او را مهمان کرد.
شبانه باقرخان و همراهانش تماما سربریده شدند. اموالشان به طور کل توسط طایفه طالبانی غارت شد اجسادشان در گودالی انداخته شد و بدین ترتیب باقرخان در غربت و در خانه ای که مهمان بود سربریده شد. چه بسا نیرویی طالبانی را به این کار ترغیب کرده بود. محمد امین طالبانی پدربزرگ جلال طالبانی رییس جمهور سابق عراق بود.
سرنوشت ستارخان نیز به اندوهناکی سرنوشت باقرخان بود. او هم پس از آنکه توسط روس ها از تبریز به تهران تبعید شد در پارک اتابک توسط یپرم خان ارمنی که عضو کمیته داشناک بود تیر خورد و سرانجام بر اثر شدت جراحات پس از مدتی درگذشت.
ستارخان و باقرخان مبارزانی بزرگ بودند. ولی مغز متفکر انقلاب آزربایجان یعنی علی میسیو و مرکز غیبی توسط روس ها متلاشی شده بود. علی مسیو توسط روس ها مسموم و پسران و دیگر یارانش به دار آویخته شده بودند. لذا مجاهدان آزربایجان دیگر دارای یک مغز متفکر و تئوریک نبودند. انقلاب مشروطه در آزربایجان ناخواسته پایه های حکومت هزار ساله ترکها در ایران را آنچنان سست کرد که رضاخان که یک نظامی دون پایه عامی و بی سواد بود توسط انگلیس به قدرت رسانده شد.
پازل طالبانی، یپرم خان داشناک، روسها و رضاشاه در این تابلو قابل تأمل و عبرت انگیز نیست!؟